۱۳۸۸ شهریور ۸, یکشنبه

خروپف در زنان خطرناک است


پژوهشگران سوئدی هشدار دادند: خروپف كردن برای زنان نشانه خطرناكی است.

خروپف كردن زنان می‌تواند نشانه فشار خون بالا یا دیابت باشد.این پژوهشگران می‌گویند؛ خروپف كردن زنان می‌تواند نشانه فشار خون بالا یا دیابت باشد.
متخصصان بیمارستان دانشگاه اوپسالا در این مطالعات دریافته‌اند؛زنانی كه هنگام خواب خروپف می‌كنند وقتی بیدار می‌شوند باز هم احساس خستگی می‌كنند و به قول معروف،خستگی از تنشان در نمی‌رود.
پیش از این متخصصان تصور می‌كردند خروپف كردن تنها زمانی می‌تواند مشكلاتی برای سلامتی به بار آورد كه باعث قطع مكرر تنفس شود؛ اما در این تحقیق معلوم شد این عارضه به‌تنهایی می‌تواند اثرات منفی روی سلامت افراد داشته باشد.
در این پژوهش، 400 زن در گروه‌‌های سنی 20 تا 70 ساله مورد مطالعه قرار گرفتند كه معلوم شد یك‌هفتم از آنها هنگام خواب خروپف می‌كنند و در طول روز به دلیل خستگی به طور غیرارادی به خواب می‌روند.

jamejamonline.ir

۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

8 توصیه غیردارویی برای کاهش درد ماهانه


اگرچه از میان شیوه‌های درمانی می‌توان به مصرف قرص‌های ضددرد، ضدبارداری و ضدافسردگی اشاره کرد که اتفاقا خیلی از زنان مصرف می‌کنند اما در این مطلب صرفا به توصیه‌های غیردارویی دکتر مائو، پزشک مشهور طب چین، اشاره می‌شود...

1- اسیدهای چرب بیشتری مصرف کنید:
مطالعات زیادی نشان داده است که مصرف این اسیدهای چرب که عمدتا در غذاهایی مانند ماهی‌های آب‌های سرد مثل سالمون و همچنین آجیل‌ها مثل گردو،بادام و یا دانه‌هایی مانند کنجد و قلوس وجود دارد،سبب کاهش علایم دیسمنوره (علایم اختلال دوره ماهانه) می‌گردد.

2 - غذاهایی که باید یک هفته قبل از شروع دوره ماهانه مصرف کنید:
یک هفته قبل از شروع عادت ماهانه بهتر است از اسفناج (می‌توانید آن را بخارپز کرده و با ماست میل کنید که بسیار هم خوشمزه است)، تمشک و گردو استفاده کنید و همچنین از زعفران، رازیانه،ترخون،تره‌فرنگی،موسیر،فلفل‌سیاه،دارچین و پوست پرتقال بیشتری در موقع طبخ غذاها استفاده کنید.

3 - چای‌ مخصوص بنوشید:
چای بابونه،سنبل‌الطیب و گل گاوزبان،تمشک و سرخ‌ولیک در کاهش درد و ایجاد آرامش در شما بسیار موثرند.هریک از این دم کرده‌ها را می‌توانید به طور مجزا تهیه و به دلخواه خود مصرف کنید.لازم به ذکر است که این چای‌های گیاهی در واقع گنجینه‌های علم پزشکی شرق است که به ما به ارث رسیده و با مصرف به جا می‌توانید از آنها بسیار بهره ببرید.

4 - مکمل منیزیم مصرف کنید:
بعضی از خانم‌ها به دلیل کاهش سطح منیزیم خون،دچار دردهای پیش از دوره ماهانه می‌گردند،لذا توصیه می‌شود،یک هفته قبل از پریود،شروع به مصرف روزانه 500 میلی‌گرم به علاوه 50 میلی‌گرم ویتامین B6 کنید که در کاهش درد و گرفتگی‌های زیر شکم بسیار مفید است.

5 - فهرستی از غذاهای حساسیت‌زا برای خودتان تهیه کنید:
حتما تا حالا متوجه شدید که یک هفته قبل از پریود به بعضی غذاها حساسیت و واکنش نشان می‌دهید و گاهی سبب تشدید ناراحتی شما در طول دوره ماهانه می‌گردد،لذا به شما توصیه می‌کنیم تا فهرستی از این غذاها تهیه نموده و در دوره‌های بعد از مصرف آنها خودداری کنید.

6 - از تمرین‌های ورزشی و ذهنی غافل نشوید:
برخلاف گذشته که توصیه به استراحت می‌شد اما در طب چینی توصیه به انجام ورزش‌های فیزیکی و فکری آرام و در حد متوسط می‌گردد (مانند ورزش‌های تایی‌چی، یوگا). این سبب می‌شود تا شما در آرامش و تعادل بیشتری به سر ببرید.

7 - مصرف نمک و کافئین را محدود کنید:
ممکن است شما نسبت به خوردن این مواد اشتیاق زیادی داشته باشد اما باید بدانید که بسیار در تشدید مشکلات شما موثرند واگر واقعا نمی‌توانید در برابر آنها مقاومت کنید، حداقل مصرف متوسط و کمی ‌از آنها داشته باشید و یا شکلات بخورید!

8 - نفس عمیق بکشید:
در مواقعی که بسیار کلافه و مضطرب‌اید، پنج بار از راه بینی نفس عمیق بکشید و بیرون دهید، خواهید دید که در تخفیف درد و علایم شما بسیار موثر است.

salamat.ir

آنچه زنان درباره ‌اش کمتر حرف‌ می ‌زنند


برخی مادران نیز به علت نداشتن اطلاع کافی،به دختران خود توصیه‌ های نادرستی درخصوص بهداشت فردی می ‌کنند؛مثلا شستن ناحیه تناسلی با صابون ‌های معمولی و این قبیل توصیه‌ های اشتباه.اما این قبیل اشتباهات در برخی موارد بسیار زیان بار است و تبعات سنگینی به دنبال دارد.

پوست در خارجی ‌ترین بخش خود لایه ‌ای به نام لایه شاخی دارد که لایه‌ های زیرین را در مقابل عوامل محیطی محافظت می‌ نماید. به دلیل وجود نداشتن این لایه در بافت مخاطی واژن این ناحیه در مقابل موجوداتی مثل باکتری ‌های بیماری‌ زا و قارچ‌ ها بسیار آسیب ‌پذیر است.در واژن نرمال انواع گوناگونی از باکتری‌ های هوازی و بی‌ هوازی یافت می ‌شود ولی نسبت این موجودات در تعادل صحیحی هستند.

PH واژن در دوره زندگی زنان از خردسالی تا یائسگی تغییر می ‌کند و این مربوط به تغییرات هورمونی است. PH نرمال واژن در طول بلوغ تا بزرگسالی است(سنین باروری) 8/3 تا 2/4 می‌باشد، در حالی که PH ترشحات واژینال عفونی شده بیش از 7/4 است.با به هم خوردن تعادل pH در این ناحیه، باکتری‌ های گاردنلای واژن تولید پروتئینی می‌ کنند و باکتری ‌های بی ‌هوازی با آنزیمی که دارند با از بین رفتن لاکتوباسیل‌های مفید، سبب ایجاد بوی ناخوشایندی شبیه ماهی می‌شوند که به عنوان یکی از علایم آغازین عفونت تلقی می ‌شود.

عوامل بر هم زننده ی محیط اسیدی
* یکی از مهم‌ترین عوامل بر هم زننده محیط اسیدی این ناحیه،کف ناشی از شوینده‌ های نامناسب است که حین شستشوی فردی به خاطر آناتومی خاص این ناحیه وارد واژن می‌شود.استفاده مکرر از این شوینده‌ ها به خاطر قلیایی بودن آنها PH این ناحیه را بالا برده و موجب فراهم شدن محیط مساعد جهت رشد و تکثیر باکتری ‌های گاردنلایی و از بین رفتن باکتری ‌های مفید تولید کننده اسید لاکتیک و درنهایت افزایش احتمال ابتلا به عفونت واژن می ‌شود.

* از عوامل مهم دیگری که تعادل اسید را متاثر می‌کند،ترشحات جنسی مردانه است.از آنجایی که ترشحات جنسی مردانه دارای PH خنثی یعنی حدود 7 است، هنگام ورود به واژن، PH محیط را بالا می‌برد و زمینه را جهت ابتلا به عفونت فراهم می ‌کند.

* همین مساله هنگام قاعدگی نیز صادق است زیرا PH خون خنثی و حتی کمی قلیایی است و به همین دلیل حین قاعدگی بوی شبیه ماهی بیشتر حس می ‌شود.

* استفاده از آنتی ‌بیوتیک سبب از بین رفتن باکتری ‌های خوب علاوه بر باکتری‌ های بد می‌شود که خود احتمال بروز عفونت را بیشتر می‌ کند.

* شستشوی داخل واژن نه تنها سبب از بین رفتن باکتری‌ های بیماری ‌زا نمی‌ شود بلکه سبب انتقال این باکتری ‌ها به مناطق داخلی ‌تر واژن می‌ شود.

* استفاده از صابون‌ های ضد عفونی کننده نیز سبب از بین رفتن باکتری ‌های مفید می ‌شود.

* عدم استفاده از وان و جایگزین نمودن آن با دوش گرفتن می ‌تواند در این راستا به حفظ سلامت کمک کند.

و در نهایت بانوان همواره باید دو نکته مهم را در راستای حفظ سلامت و بهداشت فردی خود به خاطر بسپارند:
1- شوینده‌های دارای PH اسیدی نقش مهمی در حفظ PH اسیدی واژینال دارد.

2- حضور اسید لاکتیک در شوینده‌ مناسب به دفاع علیه باکتری‌ های مضر کمک می‌ کند.

نشانه‌ های عفونت واژن
در معاینات بالینی،تشخیص 3 نشانه از 4 نشانه‌ زیر تاییدی بر ابتلا به عفونت است:
1- تغییر ترشحات از حالت نرمال
الف) ترشحات رقیق مانند شیر به رنگ سفید یا خاکستری با بوی زننده احتمال ابتلا به عفونت باکتریایی واژن را نشان می ‌دهد.

ب) ترشحات غلیظ و کف مانند زرد مایل به سبز با بوی بد احتمال ابتلا به تریکومونازیس را نشان می ‌دهد.
ج) ترشحات سفت و سفید پنیری و بدون بو نشانه بروز عفونت قارچی است.

2- مشاهده سلول‌ های گلوله ‌ای که در واقع سلول‌ های مخاطی احاطه شده توسط باکتری ‌ها پوشانده شده‌ هستند توسط میکروسکوپ.

3- PH بالاتر 5/4 مایعات واژن.

4- ایجاد بوی ماهی با افزودن قلیا.

tebyan.net

راهی آسان برای افزایش جذابیت مردان!


اگر از آن دسته مردانی هستید که به دنبال افزایش جذابیت خود نزد همسرتان هستید, نتایج این نظر سنجی به شما کمک می کند...

بنا بر یك نظر‌سنجی كه اخیراً در یكی از نشریات درج شد 15 درصد زنان بیشتر وقتی مجذوب شوهرانشان می‌شوند كه در كارهای خانه با آنها همكاری كنند. چرا؟
خب، برخی از ما زنان جدا از اینكه از دیدن همسرمان كه پیش بند بسته و در شستن ظرف و ظروف و كارهای خانه به ما كمك می‌كند لذت می‌بریم، دوست داریم از آقا یا مرد خانه مان تعبیر و تفسیری از آن خودمان را داشته باشیم. درست است، چون همین همكاری مرد‌ها در كارهای خانه ولو آنكه در جمع و جور كردن آشپز خانه یا رعایت نظم و انضباط در استفاده و نگهداری وسایل شخصی خودشان باشد، باعث می‌شود كه ما خانمها فرصت بیشتری برای استراحت داشته باشیم.با اینكه امروزه اكثریت ما زنها در بیرون از خانه كار می‌كنیم هنوز هم حجم عظیمی از كارهای خانه بر دوش ماست.
نتیجه یك بررسی در انگلیس نشان می‌دهد كه زنان متاهل در هفته 15 ساعت از وقت خود را صرف رسیدگی به كارهای خانه می‌كنند، در حالی كه مردان متاهل در هفته فقط 5 ساعت از وقتشان را به همكاری در خانه اختصاص می‌دهند. این بررسی همچنین حاكی از آن است كه خانم‌های متاهل نسبت به دوران پیش از ازدواجشان در هفته 5 ساعت بیشتر در خانه كار می‌كنند، در حالی كه مردها پس از پشت سر گذاشتن دوران مجردی، از مقدار وقتی كه صرف رسیدگی به امور خانه می‌كردند كاسته‌اند.
بنابراین، بی‌انصافی است كه از زنان بخواهیم وقت بیشتری را به كار در خانه اختصاص دهند آن هم فقط به این دلیل كه: تو زنی و كارهای خانه با توست، یا كار بیرون با آقایونه و كار خونه با خانم‌هاست. بله، خیلی‌ها فكر می‌كنند چنین تقسیم‌بندی از كار آن هم به اعتبار جنسیت، گریز‌ناپذیر است به خاطر داشته باشید اگر همسرتان شما را دوست داشته باشد و به شما احترام بگذارد، از همكاری در كارهای خانه روی گردان نخواهد بود و وقتی به او بگویید كه پاداش این همكاری، داشتن محیطی آرامتر خواهد بود ، با میل و رغبت از همكاری با شما استقبال می‌كند.

tebyan-zn.ir


۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

خوش‌بینی در زنان عمر آن‌ها را افزایش می‌دهد


گروهی از محققان آمریكایی با همكاری گروهی از محققان دانماركی در مطالعات خود متوجه شدند كه خوش‌بینی در زنان عمر آن‌ها را افزایش می‌دهد و حملات قلبی را در آن‌ها كاهش می‌دهد.

این تحقیقات بر روی 100 هزار زن انجام شده و نتایج آن در مجله علمی «Circulation» چاپ شده است در این مقاله علمی آمده است كه افراد بدبین به طور معمول فشار خون بالا و همچنین كلسترول بالا دارند.
این مطالعات كه به مدت 8 سال بر روی این افراد انجام شده نشان می‌دهد كه خوش بینی 9 درصد خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را و 14 درصد خطر مرگ را كاهش می‌دهد.

سخنگوی بنیاد قلب انگلیس گفت:خوب زندگی كردن مانند دوری از سیگار و خوردن غذاهای سالم تأثیر بیشتری بر روی سلامت قلب افراد دارد. همچنین این تحقیقات نشان می‌دهد كه افراد خوش‌بین به طور معمول بیشتر از افرادی كه بدبین هستند به سلامت و زندگی خود اهمیت می‌دهند و بیشتر از خود در مقابل بیماری‌ها مراقبت می‌كنند. این تحقیقات همچنین نشان می‌دهد كه زنان خوش‌بین بیشتر ورزش می‌كنند و معمولاً این افراد لاغرتر از افراد بدبین هستند.
هیلاری تیندل سرپرست این تحقیقات گفت:ما می‌ توانیم نتیجه بگیریم كه بدبینی و فكر منفی بر روی زندگی افراد تأثیر منفی دارد و این امر بر روی سلامت آن‌ها نیز تأثیر می‌گذارد.
فارس

زنان دو برابر مردان افسرده مي‌شوند


نوشتن افكار و حمايت خانواده در درمان افسردگي موثر است

براساس تحقيقات و پژوهشهاي انجام شده زنان دو برابر مردان در معرض خطر افسردگي هستند.

ابوالفضل عباسي،
افسردگي زماني به وجود مي‌آيد كه شخص به مدت دو هفته علائمي نظير كاهش يا افزايش اشتها، اختلال خواب (بي خوابي يا خواب بيش از حد)، كاهش انرژي، احساس خستگي و عدم توانايي كار كردن داشته باشد.
براي فرد افسرده فعاليت‌هايي كه قبلا لذت بخش بوده ديگر لذتي ندارد، احساس بي ارزشي مي‌كند،‌ خودسرزنشي دارد، توانايي تفكر و تمركز وي كاهش پيدا مي‌كند و افكار مرگ و خودكشي در ذهنش تداعي مي‌شود.

درمان افسردگي
در مرحله اول فرد بايد موقعيت هايي كه سبب بروز افسردگي شده از قبيل طلاق، از دست دادن عزيز،‌ شكست خوردن در امتحان و... را بپذيرد، به عبارت ديگر شخص افسرده بايد موقعيت‌هاي ناخوشايندي كه خارج از كنترلش است را بپذيرد و همچنين روابط خود را با افراد ديگر تقويت كند.

افكار اشتباه و ارزيابي‌هاي غلط باعث افسردگي شخص شده است. شخص افسرده بايد افكار خود را زير سوال برده و افكار غلط را اصلاح كند، چرا كه اين افكار است كه او را عذاب مي‌دهد بدين معنا كه افكاري مانند "من توانايي كار كردن ندارم، هيچ كس دوستم ندارد و ..." را روي كاغذ نوشته و با آنها مقابله نمايد و از سوي ديگر افكار مثبت و واقع بينانه را جايگزين آنها كند.

‌شخص افسرده بايد افكار منفي كه ذهنش را مشغول كرده از طريق نوشتن كنترل كند.

مشكلات و تنش‌ها براي همه اشخاص بوجود مي‌آيد براي پيشگيري از بروز افسردگي، افراد بايد مهارت‌هاي زندگي را بياموزند، برخورد واقع بينانه و منطقي با مشكلات را ياد بگيرند، ‌تفريح مناسب، دوستان خوب داشتن، تغذيه و ورزش كردن هم به پيشگيري از اين بيماري كمك مي‌كند.
ایسنا

۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

زنان در دوران ميانسالي بيشتر دچار استرس مي‌شوند


پژوهشگران تخمين زده‌اند: زنان در سنين ميانسالي بيشتر از هر زمان ديگري در طول عمر دچار استرس و تنش مي‌شوند.

يك پژوهشگر سوئدي در بررسي‌هاي آماري خود دريافته است كه بين سالهاي 1968 تا 1969 حدود 36 درصد از زنان ميانسال استرس را تجربه كرده‌ بودند در حالي كه در سالهاي 2004 تا 2005 اين رقم در كشور سوئد به 75 درصد افزايش يافته است.

اين تحقيق بخشي از پژوهش گسترده دورنماي جمعيت است كه در شهر گوتنبرگ سوئد انجام گرفت.

اين تحقيق در پايان دهه 1960 آغاز شد و طي آن 1462 زن ميانسال مورد بررسي قرار گرفتند و درباره الگو و نحوه زندگي‌شان نيز مصاحبه‌هايي با آنان انجام شد. به گفته پژوهشگران، مطالعه روي اين زنان تا قرن بيست و يكم ادامه پيدا كرد.

محققان خاطرنشان كردند: بر اساس اين بررسي‌ها سطح استرس در زنان ميانسال طي يك دوره طولاني ثابت بود اما از اوايل دهه 1980 به ميزان قابل توجهي رو به افزايش گذاشت.

محققان مي‌گويند: در حال حاضر سطح استرس در زنان در اين گروه سني حدود 40 درصد برآورد شده است.

حرف مورد علاقه دختران


اخیرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ی دختر های ایرانی در زبان فارسی ( پ ) و ( خ ) می باشد،
مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پراید ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگیرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند

راز زیبایی


برخلاف تصور بیشتر خانم‌ها، داشتن ظاهری آراسته کار چندان سخت و پیچیده‌ای نیست. پول زیادی هم لازم ندارد.

به نظر کارشناسان، بیشتر خانم‌ها اگر چند راز کوچک و اساسی زیبایی را بدانند، با به کار بردن آنها و بی این‌که هزینه گزافی صرف کنند، می‌توانند به ظاهر مطلوب خود دست پیدا کنند.

راز اول: قدرت مرطوب کننده

«اگر فقط قدرت خرید یک محصول بهداشتی را دارید، یک مرطوب‌کننده خوب و مناسب بخرید.» دکتر روانارین، استاد دانشگاه نیویورک و رییس انجمن جراحان پوست آمریکا، پس از این توصیه می‌گوید: «گاهی وقت‌ها پوست شما تنها چیزی که لازم دارد، یک مرطوب‌کننده مناسب و یک شوینده ملایم است. پوست وقتی خشک است، چروک‌ها را بیشتر و واضح‌تر نشان می‌دهد و باعث می شود آدم پیرتر به نظر برسد.»

به نظر بیشتر متخصصان پوست، اگر شما 20 تا 30 ساله باشید، مرطوب‌کننده‌ها می‌توانند از پوست شما در مقابل پیری زودرس محافظت کنند. در این سن و سال، مرطوب‌کننده‌ها قادرند جایگزین بسیاری از محصولات بهداشتی و محافظتی پوست شوند.
مرطوب‌کننده خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

دکتر چارلز کراچ فیلد، استاد دانشگاه پزشکی مینه‌سوتا و متخصص پوست، در پاسخ به این سوال می‌گوید: «مرطوب‌کننده‌ها محصولاتی هستند که با داشتن ترکیبات مفید برای پوست، در تامین رطوبت مورد نیاز به پوست کمک می‌کنند. این‌که چه مرطوب‌کننده‌ای برای شما مناسب‌تر است، به مشخصات پوستتان بستگی دارد. اگر پوستتان معمولی یا خشک است، بهتراست از مرطوب‌کننده‌های حاوی آلفاهیدروکسی‌اسید استفاده کنید که در تولید رطوبت بیشتر به پوست کمک می‌کنند.»

دکتر کراچ فیلد همچنین توصیه می‌کند که مرطوب‌کننده‌ها را وقتی روی پوست‌تان بمالید که پوست‌تان کمی مرطوب است؛ چون این کار موجب می‌شود رطوبت در داخل پوست‌تان محبوس نشود.

بنا به توصیه او، اگر پوست شما خیلی خشک باشد، باید از محصولاتی استفاده کنید که با روش امولسیون کیسه‌ای تهیه شده‌اند. در این تکنیک،‌ سلول‌های میکروسکوپی جایگزین لایه‌های رطوبت می‌شوند و با آبی که به تدریج در طول روز آزاد می‌کنند، پوست را مرطوب نگه می‌دارند.
اگر پوست شما چرب است، توصیه می‌شود دنبال یک مرطوب‌کننده ملایم باشید و به هیچ وجه، استفاده از آن را پشت گوش نیندازید؛ چون به گفته دکتر کراچ فیلد، چربی اصلا رطوبت‌بخش نیست و حتی اگر پوست شما دارای چربی اضافی باشد، این چربی جایگزین رطوبت نخواهد شد.

راز دوم:آرایش و مدل مویتان را لااقل هر 2 سال یک‌بار عوض کنید

اگر آخرین باری که مدل مو و آرایش خودتان را تغییر داده‌اید، به خاطر نمی‌آورید، وقتش رسیده که سراغ نزدیک‌ترین سالن زیبایی که می‌شناسید، بروید. نیک چیویز، کارشناس مو در بلورلی هیلز، می‌گوید: «تصویر شما که شامل مدل مو و آرایش‌تان است، باید حداقل هر 2 سال یک بار تغییر کند. با تغییر دادن مدل مو و آرایشتان، جوان‌تر و شاداب‌تر به نظر می‌رسید.» اگر زمان زیادی است که دست به چنین تغییراتی در ظاهرتان نزده‌اید، از مشاوران زیبایی و چهره‌پردازی در موسسه یا آرایشگاه مورد اعتمادتان کمک بگیرید. اگر حوصله مشاوره ندارید، به فروشگاه‌های عرضه‌کننده کلاه‌گیس مراجعه کنید. این یک راه حل سریع، آسان و بامزه برای تجربه و انتخاب مدل جدید مو است.

راز سوم: حتما ضدآفتاب بزنید

قبل از آن‌که سراغ جراحی‌‌های زیبایی بروید و پیش از آن‌که پول فراوانی برای کِرِم‌های ضدچروک هزینه کنید و خلاصه قبل از هر اقدام دیگری، بهتر است از ضدآفتاب استفاده کنید.

همه ما کم‌وبیش از تاثیر ضدآفتاب در کاهش خطر سرطان پوست آگاهیم. ولی آیا شما می‌دانستید که ضدآفتاب، یک راز بزرگ زیبایی است که می‌تواند پوست را جوان‌تر نشان بدهد؟

کارشناسان می‌گویند ضدآفتاب علاوه بر آن‌که مانع ورود تشعشعات خطرناک خورشید به پوست می‌شود، از تاثیر آفتاب در پیر کردن پوست هم جلوگیری می‌کند.

براساس تحقیقات آکادمی پوست آمریکا، حتی چند دقیقه قرار گرفتن در معرض نور خورشید، اگر به‌طور مرتب و روزانه و بدون استفاده از ضدآفتاب باشد، موجب ایجاد تغییرات فاحشی در پوست می‌شود؛ که نه فقط چین و چروک زودهنگام، بلکه لک و چین و چروک و شلی پوست را هم به دنبال خواهد داشت. پس چاره چیست؟

متخصصان پوست می‌گویند ضدآفتاب می‌تواند پوست را در مقابل اشعه‌های خطرناک خورشید محافظت کند. به این ترتیب، اگر شما حتی ساعات طولانی را در فضای آزاد سپری کنید، تاثیر آفتاب روی پوستتان کمتر ظاهر می‌شود.

دکتر کراچ فیلد توصیه می‌کند از ضدآفتاب‌هایی استفاده کنید که دارای اس‌پی اف (SPF) 15 به بالا باشند و اگر قرار است مدت زمانی نامشخص و طولانی در معرض مستقیم نور خورشید باشید، هر 2 ساعت یک‌ بار ضدآفتاب بزنید؛ چون نور خورشید باعث از بین رفتن تاثیر کِرِم‌های ضدآفتاب می‌شود.

راه‌حل دیگر برای کسانی که مدت زمانی طولانی در معرض تابش مستقیم نورخورشید هستند، این است که ضدآفتاب را پیش از هر گونه آرایشی روی پوست بمالند و بعد، برای محافظت بیشتر، کِرِم پودر سبک و نیمه‌شفافی را روی ضدآفتاب اضافه کنند. در ساخت اغلب این کِرِم‌‌ پودرها هم از ضدآفتاب استفاده شده است.

راز چهارم: پوستتان را زیاد نشویید

اگر به شستشوی مکرر پوست خود عادت دارید، بهتر است این عادت را تغییر دهید. متخصصان پوست می‌گویند یکی از بهترین روش‌ها برای داشتن پوستی زیبا، استفاده از یک پاک‌کننده ملایم و کاربرد اندک و محدود آن است.

دکتر کراچ فیلد در این باره می‌گوید: «اگرچه بیشتر افراد علاقه دارند روزی چند بار پوست خودشان را شستشو بدهند، اما شستشوی زیاد نه تنها کمکی به پوست نمی‌کند، بلکه اگر از شوینده‌های سختی مانند صابون استفاده شود،‌ به پوست آسیب خواهد رساند.»

شستن بیش از 2 بار در روز، باعث از بین رفتن محافظ‌های طبیعی پوست می‌شود که در حفظ سلامت پوست، نقش عمده‌ای دارند. به گفته دکتر کراچ فیلد، وقتی پوشش‌های طبیعی پوست از بین بروند، پوست خشک خواهد شد و این به معنی ترک خوردن، پوسته‌پوسته شدن،‌ به خارش افتادن، سوختن و... پوست است؛ و در نتیجه، پوست پیرتر به نظر خواهد رسید.

راه‌حل پیشنهادی پزشکان این است که پوست خود را بیشتر از 2 بار در روز نشویید و پاک‌کننده خود را به دقت انتخاب کنید.

راز پنجم: وسایل مناسب

هالی موروینی، گریمور مشهود هالیوود، می‌گوید: «استفاده از قلم‌موهای مناسب، کلید رسیدن به ظاهری مطلوب است.» برای این استاد چهره‌پردازی، وسایل به اندازه محصولات مهم‌اند.

قلم‌ها باید نرم و ملایم باشند و در عین حال، استحکام لازم برای جابه‌جا کردن مواد روی سطح پوست را هم داشته باشند. از نظر متخصصان، اگر قلم مو را داخل سایه فرو ببرید و پیش از برخورد با پوست، رنگ‌ها بریزد؛ قلم مویتان قلم‌ موی خوبی‌نیست.

موروینی درباره خرید قلم موی مناسب می‌گوید: «اگر نمی‌دانید چه بخرید، بروید سراغ مارک‌های تجاری شناخته‌شده تا دچار اشتباه نشوید.

فراموش نکنید قلم‌های مناسب همان‌طور که کار آرایش را بسیار ساده می‌کنند، باعث می‌شوند آرایش خانم‌ها حرفه‌ای‌تر به نظر برسد.

تاثیر جنسیت بر اوقات فراغت


اساس سن و جنس طیفی از دلالت ها و انگارش ها در مورد رفتار مناسب اجتماعی وجود دارد که فعالیت های اوقات فراغت را توضیح می دهد.


از تقسیمات اجتماعی که به ناهمگونی و نابرابری در فراغت منتهی می شود، جنسیت(gender) است.جنسیت نوعی ساختار اجتماعی است و به استنباط جامعه از رفتار، ویژگی ها و نقش های مناسب برای مردان و زنان مربوط می شود. بر اساس سن و جنس طیفی از دلالت ها و انگارش ها در مورد رفتار مناسب اجتماعی وجود دارد که فعالیت های اوقات فراغت را توضیح می دهد.

برای درک دقیق تر این که تقسیمات اجتماعی چگونه بر اوقات فعالیت های فراغت اثر می گذارد، لازم است به دو بعد همبسته توجه نماییم که به پیامدهای عینی و ذهنی این تقسیمات مربوط اند. بعد عینی به وضعیت شخص در بازار کار، شغل، آموزش، تحصیلات، درآمد و مسکن مربوط است. ولی بعد ذهنی به برداشت های اجتماعی و فرهنگی و انگارش های شخصی مربوط است که از طریق تهادهای اجتماعی حفظ و بازتولید می شود.

در تقسیمات اجتماعی، زنان و مردان در حوزه‏ها و لایه‏های متفاوتی جای می‏گیرند. زنان غالبا در «حوزه خصوصی» خانواده قرار می گیرند و مراقبت‏های عاطفی و انجام امور خانگی را برعهده دارند. در حالی که مردان در «حوزة عمومی» کار، سیاست و فراغت واقع می‏شوند و تحت حمایت حوزه «خصوصی» قرار می‏گیرند و زنان به آنها خدمت می‏کنند. زنان شاغل با «زحمت دوگانه» انجام کار استخدامی و رسیدگی به کارهای خانه روبه‏رو هستند.

معمولاً چنین تصور می‏شود که تقسیم کار براساس جنسیت امری طبیعی و گریزناپذیر است و ناهمگونی‏های جنسی و مساله تولیدمثل ایجاب می‏کند که زنان مراقب و پروراننده کودکان باشند. در این دیدگاه فرض بر آن است که عوامل زیستی تعیین‏کننده رفتارهای اجتماعی و فرهنگی است و غریزه، زنان را به طور طبیعی به طرف مادری، کارهای خانه و مراقبت از کودک سوق می‏دهد. اما پیام زیستی جنس به تدریج در اثر عوامل فرهنگی و اجتماعی تغییر می‏کند و به شکل «جنسیت» ظاهر می‏شود. یعنی تقسیم زیستی بین مذکر و مونث با توجه به تفاوت‏های اجتماعی مردبودگی و زن‏بودگی یا به عبارت دیگر داشتن صفات زنانه و مردانه بروز می یابد.تعاریف فرهنگی جنسیت به مرور زمان هم در درون یک جامعه و هم در بین جوامع مختلف تغییر می‏کند.این تعاریف منشاء تعریف زنان ومردان هر جامعه ازخودشان ونیز منشاء نقش‏های جنسیتی است.

فمنیست‏های لیبرال که در دهه 1960 مبارزاتی در جهت کسب حقوق برابر با مردان و ایجاد فرصت‏های کاری و آموزشی برای زنان آغاز کردند، پایگاه‏های اصلی دگرگونی نظام تبعیض‏آمیز سرمایه‏داری را، اندیشه ها و شیوه تفکر درباره زن و زن‏بودگی می‏دانستند. تفکری که زنان را نه فقط به سبب به دنیا آوردن کودکان، بلکه به بهانة زن بودن و داشتن طبیعت زنانه، به انجام کارهای خانه و خانواده پیوند می‏زند. این تفکر مانع از آن می‏شود که برخی از زنان به شغل موردعلاقه خود بپردازند، از فراغت بهره‏مند باشند و در حوزه‏های اجتماعی زندگی فعالیت کنند.

برای رفع تبعیض از زنان چه در عرصه کار و چه در عرصه فراغت، لازم است که طرزفکر خویش را تغییر دهیم. غالباً خود زنان با قبول این موضوع که مردان «کار واقعی» انجام می‏دهند، باعث گسترش اندیشه پدرسالاری می‏شوند و به مردان حق می‏دهند که اوقات فراغت داشته باشند. پژوهش‏ها نشان می‏دهد که بسیاری از زنان از داشتن وقت آزاد و پرداختن به فعالیت‏های فراغتی احساس گناه می‏کنند. درنتیجه، گوش دادن به رادیو و تماشای تلویزیون باید با انجام کارهای اضافی خانه مانند اطوکشیدن، شست‏وشو یا کارهای بافتنی همراه باشد. تحت انقیاد درآوردن زنان از طریق توجیه و الزام آنها به انجام کارهای خانه و مراقبت از کودکان عملی می‏گردد.زنانی که از خانه داری و بچه داری احساس رضایت نکنند، در صورت مقاومت و مبارزه با این انتظارات فرهنگی با تعاریفی از قبیل «غیرطبیعی»، «بی‏توجه» یا «منحرف» روبرو می‏شوند.


منابع مربوط به انتظارات فرهنگی در مورد رفتارهای مناسب مردانه و زنانه را در همه جا می‏توان یافت. ولی این سرچشمه‏ها را بیشتر باید در نهادهای خانواده و آموزش جست‏وجو کرد. دختران هم در خانواده هم در موسسات فراغتی و هم در امکانات تفریحی مورد تبعیض واقع می‏شوند. بنابراین انگاره‏های موجود اجتماعی شدن و آموزش، باید دگرگون شود.

سرچشمه دیگر ویژگی های زنانه (زن‏بودگی) و مردانه(مردبودگی)، رسانه‏های گروهی هستند که با نشان دادن تصاویر زنان به ویژه در تبلیغات مصرفی به این امور دامن می‏زنند. در فروش کالاها به ویژه کالاهای ویژه اوقات فراغت، اختلافات جنسیتی نمایان می‏شود و تحت استیلا قرار گرفتن زنان در فرهنگ توده‏پسند جشن گرفته می‏شود. ایدئولوژی عشق رمانتیک در رگ‏های ادبیات، فیلم‏ها، مجلات و موسیقی توده‏پسند روان است. برخی از زنان با گردن نهادن به این اندیشه‏ها به بازتولید پدرسالاری کمک می‏کنند.

تحلیل‏های فمنیسم بنیادگرا که بر موضوعات سیاست‏های جنسیتی و ستمگری نسبت به زنان تمرکز دارد به اندازه فمنیسم مارکسیستی که بهره‏کشی اقتصادی از مردان و زنان را برجسته می‏سازد به بحث‏های فراغت نزدیک نمی‏شود. دیدگاه اخیر نشان می‏دهد که چگونه کار خانگی در خدمت منافع سرمایه درآمده است و اوقات فراغت مردان در خانه برای زنان ایجاد کار می‏کند. مردان از این رو می‏توانند در درون یا بیرون خانه به فعالیت‏های فراغتی بپردازند که مسئولیت عمده کارهای خانه از جمله کارهای روزمره، خرید و نگهداری بچه‏ها به عهده زنان است. با ازدواج و تشکیل خانواده علایق اوقات فراغت زنان محدود می‏شود اما این محدودیت‏ها به همان شکل یا به همان اندازه در مورد مردان اعمال نمی‏شود.

سه عامل کلیدی در فراغت عبارت اند از: زمان، فعالیت و فضا. و زنان در هر سه مورد وضعیت نامساعدی برای فراغت دارند. وقت آنها برای اوقات و فعالیت های فراغتی محدود است، فضاهای فیزیکی و اجتماعی که زنان می توانند در آنجا به فعالیت های فراغتی بپردازند، محدود است و در واقع گزینه های اوقات فراغت آنها دچار محدودیت است.

در بیشتر موارد، نخستین مسئولیت زنان، سازماندهی امور خانه و انجام کارهای خانه است صرف نظر از این که آنها شغل با دستمزد داشته باشند یا نداشته باشند. بر خلاف استخدام با دستمزد، این گونه کارهای خانه حد و مرز مشخصی ندارد. مسئولیت های خانگی به گونه ای است که تنظیم وقت و مشخص کردن مرز کار از اوقات فراغت را دشوار می سازد.بنابراین باعث تکه تکه شدن اوقات فراغت می شود. از این رو برای زنان ترسیم خط میان کار و فراغت دشوار است و در نظر گرفتن فراغت به منزله وقت آزاد با تجربه بیشتر زنان بیگانه است.

درست به همان شکل که جداسازی کار و فراغت به لحاظ بعد زمانی دشوار است، بسیاری از زنان از فضای یکسانی برای کار و اوقات فراغت بهره می گیرند که عمدتا همان خانه است. بنابراین بر خلاف مردان،بیشتر فعالیت ها و اوقات فراغت زنان به ویژه زنان دارای کودک خردسال، خصوصی و خانه محور است. همچنین شمار موسسات وفضاهای فراغتی عمومی که زنان می توانند در آن حضور یابند، بسیار کمتر است. برخی از این فضاهای تفریحی و ورزشی اساسا مردانه اند و زنان در آن احساس امنیت نمی کنند. به این محدودیت های فضایی باید عامل مادی درآمد را نیز افزود. زنان غیرشاغل و فاقد درآمد، به لحاظ درآمد «قابل مصرف»، به شوهرانشان وابسته اند و زنان شاغل اگرچه از این نظر وضعیت بهتری دارند اما چنانچه متاهل باشند وقت آزاد کمتری در اختیار دارند.

کار خانگی کاری بدون مهارت و یکنواخت، کسل‏کننده، روزمره و نامرئی است و تمامی هم ندارد. برای زنان خانه‏دار «وقتی که صرف نوشیدن چای» می‏شود، «گوش دادن به رادیو» و «پرحرفی» خیلی به عنوان اوقات فراغت به حساب نمی‏آید، بلکه «استراحت» پس از کار روزمره است که ممکن است فراغت محسوب شود. معما این است که بنابر شواهد موجود، زنان معمولاً معیارهای روبه افزایشی برای کارهای خانگی درست می‏کنند. درنتیجه وسایل خانگی جدید، الزاماً باعث کاهش میزان وقتی که آنها صرف انجام کارهای خانه می‏کنند نمی‏شود. زنان، به لحاظ مالی، اقتصادی و اجتماعی وابسته به ساختارهای خانواده و ازدواج هستند و کارگران بدون دستمزد عرصه خانه به شمار می آیند و مردان، کارگرانی که در بیرون و با دستمزد کار می‏کنند و اگرچه هر دو گروه، مصرف‏کننده اند و در واقع آب به آسیاب سرمایه‏داری‏ می ریزند اما زنان فرصت ها و امتیازات کمتری در اختیار دارند.

دولت از طریق بخشش‏های مالیاتی، طرح‏های بازنشستگی و سیاست‏های رفاه اجتماعی، باعث وابستگی بیشتر زنان به مردان می‏شود. درنتیجه وظیفه اولیه زنان ارضای نیاز های مردان و انجام امور خانه است و انجام کارهای خانگی آنها، فضا، منابع و وقت لازم را برای مردان به ویژه شوهران فراهم می‏آورد تا از اوقات فراغت خویش لذت ببرند.

از طرف دیگر با افتادن مسئولیت خرید اقلام مصرفی خانواده بر دوش زن و به طور کلی با گسترش فرهنگ مصرفی، خرید تفننی به عنوان فعالیتی فراغتی، مطلوب زنان می‏شود. زیرا فرصتی برای خروج از خانه و حضور در مکان‏های امن عمومی در اختیار آنها می‏گذارد.


زنان، کار و اوقات فراغت

موقعیت خانه و کار خانگی، امکان اشتغال‏ دائمی به زنان را نمی‏دهد در نتیجه غالب آنان در بازار کار ثانویه و در مشاغل نیمه‏وقت و کم‏اهمیت‏تر به کار مشغول می‏شوند.
تعدد نقش های زنان هم در خانه و هم در محل کار در اوقات فراغت زنان محدودیت‏های آشکاری ایجاد می‏کند از این رو غالب آنها وقت آزاد، فضا و تسهیلات مناسب و وسیله نقلیه ایمن و درآمد قابل مصرفی برای پرداختن به اوقات فراغت در دسترس ندارند.

برای بسیاری از زنان کارگر که درگیر کاری دوگانه هستند «اوقات فراغت» زمانی است که صرف انجام کارهای خانه و بچه‏داری می‏شود زیرا تربیت آنها به نحوی است که «هوس» فراغتی آنها به این محدود می‏شود که ای‏کاش وقت بیشتری در اختیار داشتند تا باز هم بیشتر به انجام کارهای خانه بپردازند.
اگر زنان بخواهند آزادانه از اوقات فراغت خویش لذت ببرند باید پاره‏ای از ویژگی‏های زندگی مردان برایشان فراهم باشد. آنان به وقت آزاد، کاهش کارهای تکراری و کسل‏کننده خانگی، شغل با دستمزد، کاهش مسئولیت‏های مادری، ایمنی و اعتماد و شایستگی فرهنگی برای مشارکت در فعالیت‏های فراغتی سودمند نیاز دارند.

با این همه، طبقه، درآمد و تحصیل نیز ممکن است پاره‏ای از محدودیت‏هایی را که پدرسالاری بر فرصت‏های اوقات فراغت زنان تحمیل می‏کند، کاهش دهد.
در سطح بالاتر، بدیهی است که دسترسی زنان به اوقات فراغت تا اندازه‏ای بستگی به ساخت و چارچوب سیاست اوقات فراغت بخش‏های تجاری (بازار) و دولتی دارد.
در نهایت صرف نظر از عوامل فرهنگی که بیش از همه بر چند و چون فراغت مردان و زنان جامعه تاثیر می گذارد، وقت فراغت زنان تابعی است از خدمات اجتماعی و مراقبت‏های بهداشتی عمومی، مشارکت سایر اعضای خانواده در کار خانگی،گسترش فضاها و تسهیلات تفریحی و ورزشی عمومی برای زنان، تدارک غذای کودکان از طرف مدرسه، درآمد قابل مصرف و قابل اعتماد بودن وسیله حمل و نقل و ایمن بودن فضاهای فراغتی.

anthropology.ir

طنز امروز


يكی ميره پيش خدا ميگه : خدايا چرا زنها اينقدر زيبا هستند ؟
خدا میگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشيد ، بعد ميپرسه پس چرا اينقدر احمقند ؟
خدا ميگه : آخه اونها هم بايد شما مردها رو دوست داشته باشن دیگه!

دانشمندان برجسته زن


10 بانوی دانشمندی که در این مقاله اسامی آنها ذکر شده است، بیشترین سهم را در زمینه پیشرفت علوم مختلف داشته‌اند.
در اینجا سعی شده است سهم هر یک از این دانشمندان به درصد مشخص شود. دانشمندان بسیاری از این بانوان در کارها و مطالعات خود الهام گرفته‌اند.

1- ماری کوری

ماری کوری که متولد 1867 است، 1/25 درصد این فهرست را به خود اختصاص داده است. وی نخستین بانوی فیزیکدان اروپایی است که موفق به کسب دکتری در رشته علوم شده و 2 جایزه نوبل برای مطالعات خویش در زمینه رادیواکتیو به دست آورده است. او در 67 سالگی در سال 1934 درگذشت.

2- روزالیند فرانکلین

فرانکلین در سال 1920 به دنیا آمد. وی شیمیدانی است که جیمز واتسن و فرانسیس کریک که با کشف اساس دی‌ان‌ای برنده جایزه نوبل شدند از وی الهام گرفتند. روزالیند در سال 1958 درگذشت و 2/14 درصد این فهرست را سهم خود کرده است.

3- هایپشیا از اسکندریه

وی زاده سال 370 میلادی است و تا 45 سالگی به زندگی خویش ادامه داد. هایپشیا، رسالات و مقالات مختلفی در زمینه علوم هندسه، جبر و نجوم در روم باستان نوشته است. وی سال 415 به قتل رسید. هایپشیا 4/9 درصد سهم این فهرست را دارد.

4- ژوسلین بل برنل

وی متخصص فیزیک نجومی است که 7/4 درصد را سهم خویش کرده است. وی سال 1943 به دنیا آمد. برنل با همکار خود، آنتونی هویش تپ اخترها را کشف کرد. هویش برای این کشف جایزه نوبل را برد.

5- آدا کنتس لاولیس

آدا متولد 1815 است و با مشارکت خود با چارلز بابیج در زمینه محاسبات کامپیوتری موفق به کسب 5/4 درصد این فهرست شده است. آدا سال 1852 در 37 سالگی درگذشت.

6- لیز میتنر

میتنر به اتفاق همکاری خود شکافتن هسته اتم را کشف کرد که موجب اعطای جایزه نوبل به همکار وی اوتو هان شد. میتنر 4/4 درصد فهرست ما را به خود اختصاص داده است. وی سال 1878 زاده شد و سال 1986 درگذشت.

7- دوروتی هاگکین

شیمیدانی که تکنیک پراش اشعه ایکس را تکمیل کرد. وی سال 1964 موفق به کسب جایزه نوبل شد و در سال 1994 در 84 سالگی درگذشت. هاگکین 8/3 درصد این سهم را دارد.

8- سوفی جرمین

ریاضیدان متولد 1776 که سهم عظیمی در پیشرفت قضیه نهایی فرمت داشت که در آن زمان حل نشد. جرمین که سال 1831 درگذشت، 7/3 درصد این فهرست را سهیم است.

9- راشل کارسن

زیست‌شناس و نویسنده که بیشتر برای کتاب Silent Spring خود شناخته شده است. این کتاب موجب جنبش مدرنی شد. کارسن متولد 1907 است و در 57 سالگی درگذشت. وی 3/3 درصد فهرست ما را به خود اختصاص داده است.

10- جین گودال

گودال زاده 1934 است. وی طرفدار حقوق حیوانات و پیشرو تلاش‌هایی در زمینه حفاظت از میمون‌های وحشی در جهان است. او 7/2 درصد را سهم خویش کرده است.

مترجم: آزاده ارشدی جام جم انلاین
منبع : www.newscientist.com

جدول تفاوت ویژگی های زنان و مردان


یکی از شگفتی های آفرینش، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است.
بیولوژیست ها و پژوهش گران، پس از بررسی و تحقیق های متعدد، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، عمل می کنند. بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می توان عنوان نمود:

  • زنان تشریفات را دوست دارند.
  • مردان کمتر تشریفاتی هستند.

  • زنان، رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیشتری برای بینش و شهود از خود نشان می دهند.
  • مردان، هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش، بیشتر تمایل نشان داده و استعداد بیشتری برای ارائه دلیل و منطق دارند.

  • زنان نفوذ همسران خود را راحت تر می پذیرند.
  • مردان در مقابل نفوذ زنان از خود مقاومت نشان می دهند.

  • ترس زنان بیشتر است تا خشم شان.
  • مردان بیشتر از این که بترسند، خشمگین می شوند.

  • زنان تحمل بیشتری در برابر رنج بدنی نشان می دهند تا رنج روحی.
  • مردان در برابر رنج روحی، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند.

  • زنان سعی دارند فرزندانشان، همواره راضی و راحت باشند.
  • مردان، فرزندانشان را برای استقلال، مقابله با خطر و سختی ها آماده می سازند.

  • مادر، همه فرزندان خود را به طور تقریبی یکسان دوست دارد؛ مهر و محبت او مشروط به اطاعت و بروز استعداد نیست.
  • پدران، فرزندانی را که از آنان حرف شنوی داشته و در امر تحصیل، اجتماعی و حرفه اش موفق تر باشند، بیشتر دوست دارند.

  • زنان در انتخاب همسر، مسایل بسیاری از جمله: وضع مالی، آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی و ... را در نظر می گیرند.
  • مردان سریع تر و راحت تر از زنان، درصدد ازدواج با همسر مورد علاقه شان برمی آیند.

  • در چهره زنان، هنگام گفت و گو حالت های ترس، خشم، تعجب، آرامش، اضطراب و لذت به خوبی قابل رویت است.
  • مردان در هنگام گوش دادن، خونسرد بوده و چهره شان دچار تغییرهای زیادی نمی شود.

  • زنان هنگامی که اندیشه های غم انگیز و ناراحت کننده ای دارند، واکنش های هیجانی تر و احساسی تری را نسبت به مردان از خود بروز می دهند.
  • مردان در برخورد با افکار غم انگیز و رویدادهای ناراحت کننده، احساس های خود را بروز نداده یا کمتر بروز می دهند.

  • زنان در هنگام گفت و گو، جروبحث و بگومگوهای مختلف، مسایل منطقی را با عواطف و احساسات خود در هم می آمیزند و از رفتارهای کلامی و غیرکلامی خود، بیشتر و قوی تر استفاده می کنند.
  • مردان در هنگام گفت و شنود، جروبحث و بگومگوها، بدون اینکه عواطف و احساسات خود را بروز دهند، می توانند خویشتن دار باشند، منطقی سخن بگویند و مستقل از احساسات خود عمل کنند.

  • در صحنه زندگی اجتماعی، زنان بیشتر تساوی طلب هستند و همدردی، همدلی و ملاطفت بیشتری از خود نشان می دهند.
  • در صحنه زندگی اجتماعی، مردان برتری طلب و مبارزه جو بوده و برای برتری خود، بیشتر تلاش می کنند. مردان بیشتر از زنان، پرخاشگر و تهاجمی هستند و رفتار خطرناک و غیراخلاقی بیشتری از خود نشان می دهند.

  • احساس موفقیت در زنان، زمانی حاصل می شود که مورد تایید و تصدیق قرار گیرند.
  • مردان زمانی خود را موفق و باارزش می دانند که به هدف هایشان برسند و اعتماد به نفس آنان زمانی بالاست که در انجام کارها موفق عمل کرده و خود را ثابت کرده باشند.

  • در جریان زندگی، زنان، بیشتر به گذشته توجه می کنند و گوشه چشمی نیز به آینده دارند.
  • مردان بیشتر به آینده توجه نشان می دهند و به راحتی می توانند گذشته را فراموش کنند.

  • مسایل مالی و ثروت از نظر زنان، ایستا و غیردینامیک هستند. زنان با محافظه کاری در حفظ و نگهداری آن می کوشند و به طور کلی، بیشتر به نگه داری چیزهای موجود، دلبستگی دارند و نسبت به مردان کمتر ریسک می کنند.
  • مسایل و ثروت از نظر مردان، دینامیک و غیرایستا هستند. مردان همواره در جهت افزایش و کسب پیروزی بیشتر، تلاش می کنند و به طور کلی، مردان فزونی طلب بوده و در جست و جوی پیروزی بیشترند و برای تحقق آرزوها و اهداف خود بیشتر ریسک پذیر هستند.

  • زنان به گفت و گو علاقه مندند و با بیان مسایل، از فشار ناراحتی خود می کاهند.
  • مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسایل خود می پردازند.

  • زنان شنونده خوبی هستند.
  • مردان شنونده خوبی نیستند.

  • زنان کارهایشان را با یک روند آرام، تدریجی، حرکت های ملایم، ظریف و ... به انجام می رسانند.
  • مردان، کارهایشان را با نوسانات زیاد ولی آگاهانه و با حرکت های فراوان، مطمئن و محکم انجام می دهند.

  • بدون درخواست کمک، اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود، او آن را علامت مهر و محبت دانسته و در اغلب موارد پذیرای آن می شود.
  • در نظر یک مرد، پیشنهاد کمک به او، به منزله این است که قدرت انجام کاری که به عهده گرفته است، ندارد و او از این پیشنهاد، آزرده شده و آن را نوعی توهین به خود تلقی می نماید.حتی ممکن است به آن اعتراض کرده و خشم خود را نشان دهد، چرا که مرد تصور می کند که خود می تواند از عهده کارهایش برآید.

  • برای بیشتر زنان، گفت و شنود و هم دلی وسیله ارتباط عاطفی و احساسی است و زن با زبانش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند.
  • برای بیشتر آقایان، گفت و گو وسیله ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می آید. مرد با بدنش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند.

  • مرکز گویش زنان در دو نیم کره مغز قرار دارد و آنان برای صحبت کردن، هم زمان از دو نیم کره خود استفاده می کنند.
  • مرکز گویش مردان فقط در نیم کره چپ مغز قرار دارد و نسبت به مرکز گویش زنان، کوچک تر است.

  • دختران زودتر از پسران حرف زدن را شروع می کنند. تا 3 سالگی، 99 درصد صحبت، جامع است.
  • پسران دیرتر از دختران حرف زدن را شروع می کنند. تا 4.5 سالگی، 99 درصد صحبت آنان جامع است.

  • زنان در برقراری ارتباط، گوش دادن و فراگیری زبان، قوی تر از مردان عمل می کنند.
  • مردان در ارتباط برقرار کردن، گوش دادن و فراگیری زبان، ضعیف تر از زنان عمل می کنند.

  • ارتباط بین دو نیم کره مغز، در زنان حدود 15 درصد بیشتر از مردان است. زنان بین دو نیم کره مغز، ارتباط بهتری برقرار می سازند و توانایی بیشتری در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای در یک زمان را از خود نشان می دهند. (در مجالس زنان، هم زمان چند نفر با هم صحبت کرده و حرف های یکدیگر را هم گوش می دهند.)
  • ارتباط بین دو نیم کره مغز در مردان کمتر از زنان است؛ توانایی مردان در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای هم زمان، از زنان کمتر است. (در مجالس مردان به طور معمول یک نفر صحبت کرده و بقیه گوش می دهند.)

  • زنان اندیشه استقرایی دارند و از جزء به کل می رسند؛ خواهان احساس و عاطفه بیشتری هستند در تصمیم گیری مرددند؛ برای تصمیم گیری به اطلاعات بیشتری نیاز دارند، ولی به آسانی اشتباه های خود را قبول می کنند.
  • مردان با شیوه قیاسی، استدلال می کنند و از کل به جزء می رسند و خواهان اطلاعات بیشتری هستند، سریعتر تصمیم می گیرند و کمتر حاضر می شوند به اشتباه های خود اعتراف کنند.

  • زنان بیشتر از راه گوش (شنیدن) تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را بروز داده و عشق را انتخاب می کنند.
  • مردان بیشتر از راه چشم (دیدن) عاشق می شوند.

  • زنان به زندگی عشق می ورزند، عشق برای خانم ها همه زندگی محسوب می شود. زنان به احساس عشق، عنایت بیشتری دارند، همراه با آزاردوستی.
  • مردان به روابط جنسی توجه دارند، همراه با دیگرآزاری. عشق برای مردان بخشی از زندگی است، مردان به کارشان عشق می ورزند و آن را عاشقانه انجام می دهند.

  • تولید هورمون استروژن (هورمون جنسی زنانه) باعث کمتر شدن خشونت، کاهش پرخاشگری، ابراز وجود، رقابت و ... در زنان می شود. تولید هورمون زنانه، پیوندجویی را در زنان تقویت می کند.
  • تولید هورمون تستسترون (هورمون جنسی مردانه) میل جنسی، پرخاشگری، تهاجم، رقابت، اتکا به نفس، حرکت های تند و ... را در مردان سبب می شود. تولید بیشتر این هورمون، مردان را به خشونت، تجاوزهای جنسی و بدرفتاری جنسی، حس رقابت، اتکا به نفس و رسیدن به هدف، سوق می دهد.

  • میل جنسی در زنان کمتر از مردان است. زنان قلب مردان را می خواهند.
  • میل جنسی در مردان بیشتر است. مردان جسم زنان را می خواهند.

  • زنان جزئی نگر هستند، ماهرانه متوجه آهنگ های ظریف صدا، علائم ظاهری، حالت ها و تغییرهای چهره شده و از این طریق به علاقه ها، اندیشه ها و روحیه طرف مقابل به خوبی و سریع پی می برند؛ راست و دروغ حرف های طرف مقابل را به سرعت کشف می کنند.
  • مردان کلی نگر هستند و به جزییات زیاد توجه نمی کنند لذا تمایل، احساسات و هیجان های طرف مقابل را از چهره اش به خوبی درک نمی کنند.

  • زنان تصاویر معمولی و هیجانی را بهتر از مردان به خاطر می آورند.
  • به یادآوردن تصاویر معمولی و هیجانی برای مردان، به آسانی صورت نمی گیرد.

  • زنان در به خاطر آوردن چهره ها و اسامی، بهتر از جنس مذکر عمل می کنند و کمتر از مردان دچار فراموشی می شوند.
  • مردان چهره و اسامی افراد را زودتر فراموش می کنند و بیشتر از زنان دچار "آلزایمر" می شوند.

  • زنان در جوانی، مهربان و در پیری، تهاجمی و خشن می شوند.
  • مردان در جوانی، خشن و خودخواه و در پیری، مهربان می شوند.

  • بر اساس آمار موسسه "هاریس"، فقط 76 درصد از زنان، اعلام کرده اند که حاضر هستند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.
  • بر اساس آمار موسسه "هاریس"، 87 درصد مردان متاهل اعلام کرده اند که اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، حاضرند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.

  • در یک ازدواج شکست خورده: زنان مسایل جدایی را به طور عمیق احساس می کنند، ولی چون رابطه گرا هستند، غم ناشی از تنها شدن و بیان مسایل شخصی و زندگی مشترک خود را به راحتی با دیگران بازگو می کنند و همچنین با گریه کردن، از فشارهای روحی و روانی خود می کاهند، در واقع، درد جدایی را کم می کنند.
  • در یک ازدواج ناموفق: مردان احساس شکست از زندگی مشترک، درد جدایی و تنهایی را به طور عمیق احساس می کنند و غمگین می شوند، ولی پس از جدایی گریه نمی کنند و درد و غم ناشی از تنها شدن را در خود می ریزند؛ چون خصوصی ترین مسایل شخصی و زندگی مشترک خود را کمتر با دیگران در میان می گذارند، بنابراین ممکن است دچار ناراحتی های روحی و روانی شوند و جهت رهایی از فشارهای درونی، به مواد مخدر، الکل و دیگر تسکین دهنده ها پناه ببرند و دچار ناراحتی و انواع بیماری ها و ... هم می شوند.

از مقایسه خصوصیات و ویژگی های زنان و مردان، می توان نتیجه های زیر را به دست آورد:

  1. زنان و مردان، مکمل یکدیگر هستند؛ ویژگی مردان، کمبودهای زنان و ویژگی های زنان، کمبودهای مردان را تکمیل می کند. به عبارت دیگر، هر کدام کمبودهای دیگری را برطرف می سازند، بنابراین اگر با یکدیگر هماهنگ شوند، در بسیاری از موارد، مسایل و مشکلات منطقی تر، عاقلانه تر و اصولی تر برطرف می گردند.
  2. وقتی زن و مرد تفاوت های یکدیگر را بدانند و آنها را بپذیرند، ارتباط قوی و موثری بین آنان برقرار می شود و عشق، فرصت شکوفایی پیدا می کند. بنابراین، آگاهی از ویژگی های رفتاری زنان و مردان، در بهبود روابط همسران و ایجاد آرامش بیشتر و تنش کمتر، موثر می باشد.
  3. یکی از علت های اصلی ستیزه ها و کشمکش های دائمی، عذاب آور و جان فرسا بین زن و شوهرها، این است که مردان، زنان را با "ویژگی های خود" ارزیابی می کنند و زنان، مردان را با "مقیاس خود" می سنجند. سنجش مایعات با متر و منسوجات با لیتر، همان قدر صحیح است که مردان و زنان، خصوصیات خود را با یکدیگر مقایسه کرده و به سنجش و ارزیابی هم بپردازند. چنین سنجش هایی به طور معمول، حس تحقیر یا برتری کاذب به دنبال دارد.
  4. زنان در برخورد با مسایل و مشکلات، به جزئیات، توجه بیشتری داشته و احساسی تر عمل می کنند، ولی مردان در مقابله با مشکلات و مسایل، کلی نگری کرده و منطقی تر عمل می کنند.
  5. در قیاس بین ویژگی های زنان و مردان، نبایستی فکر کنیم که خصوصیات مردان، از خصوصیات زنان بهتر است و یا برعکس. برای نمونه: آیا زایمان، رابطه گرایی، دوست داشتن تشریفات، محافظه کاری در حفظ ثروت ها، کارها را با یک روند تدریجی انجام دادن و ... صفت های خوب هستند یا بد؟ (ویژگی غالب در زنان). آیا مشکلات را در تنهایی و سکوت حل کردن، کمتر تشریفاتی بودن، کلی نگری در امور، از راه چشم عاشق شدن، به دنبال مسایل مالی، غیرایستا نگریستن و ... خوب هستند یا بد؟ (ویژگی غالب در مردان).
ماهنامه شادکامی و موفقیت


6‌ اشتباه‌ رايج بين زنان


اشتباه اول:
زنان در حق مردان مادري كرده و آنان را با بچه‌ها اشتباه مي‌گيرند.
‌اين جمله يعني اينكه زنان بيش از حد در حق مردان مفيد واقع مي‌شوند و كارهايي را كه خودشان ‌مي‌بايست انجام ‌دهند، برايشان انجام مي‌دهند.
به دليل حس مادرانه‌اي كه در وجود همه زنان است و آنها هنگامي كه دختر كوچكي بودند همين رفتار را از ‌مادر خود ديده‌اند و همان الگو را عينا تكرار مي‌كنند، مسلما مردها هيچ مخالفتي با اين عمل ندارند چون ‌راحت‌تر هستند كه كس ديگري كارهايشان را انجام دهد، اما به ياد داشته باشيد اين كار بعد از مدتي شما ‌را كلافه و خسته مي‌كند.‌اما چرا بعد از مدتي با وجود تمام اين فداكاري‌ها، باز هم روابطتان خراب مي‌شود؟‌علي رغم اينكه در ابتدا اين روابط جوانب مثبتي دارد اما بعد از گذشت زمان، همسرتان از ‌شما منزجر مي‌شود چون الان او همانند يك پسر بچه‌اي است كه هميشه آرزوي اين را دارد كه خانه، ‌همچنين مادر خود را ترك گفته و مستقل زندگي كند.
با امر ونهي مداوم به همسرتان او احساس مي‌كند ‌كه بي‌لياقت است و باعث به وجود آمدن يك چرخه‌ معيوب در زندگي مي‌شود.
راه حل:
  1. ‌از انجام دادن كار‌هايي كه همسرتان خودش مي‌تواند انجام دهد پرهيز كنيد.
  2. با همسرتان مانند شخصي لايق، دانا و قابل اعتماد رفتار كنيد. سعي ننماييد به جايش فكر كنيد ‌و يا تقويم او باشيد. يك بار كه وقت دكترش را فراموش كرد دفعه‌ بعد آن را به خاطر مي‌سپارد
  3. مسئوليت‌ها را به او واگذار كنيد و اگر از انجام آنها برنيامد سعي نكنيد مسئوليت‌ها را از او سلب ‌نماييد.

اشتباه دوم:
زنان، خود و ارزش‌هايشان را زير پا گذاشته و در مقايسه با مردان، خود را در مرتبه ‌دوم قرار مي‌دهند!
‌تصور كنيد بر سر ميز شام يك تكه ماهي بزرگتر ازآن يكي است آن را به چه‌كسي مي‌دهيد؟ چرا به ‌همسرتان؟ و خودتان را در رتبه دوم قرار مي‌دهيد.‌
ما علاقه، عادت‌ها و فعاليت‌هاي خود را به خاطر همسرمان كنار مي‌گذاريم چون اين علايق ‌خوشايند او نيست و معمولا زنان مي‌گويند كه وارد مرحله جديدي شده‌اند وديگر اين فعاليت‌ها برايشان ‌جذابيتي ندارد در حالي كه خودشان را گول مي‌زنند و اغلب اوقات بعد از اتمام اين روابط (طلاق) دوباره زنان ‌به همان فعاليت‌هاي سابقشان باز مي‌گردند و يا اينكه بسياري از مردان سعي دارند شما را از كساني كه ‌دوستشان داريد (پدر، مادر، دوستان و...) جدا كنند. مرداني كه از درون احساس ناامني زيادي دارند، شما را ‌از سيستم‌هاي حمايتي تان جدا مي‌كنند، زيرا آنها نياز دارند كه احساس كنند همسرشان در كنترل كامل آنهاست. اما اگر كس ديگري اين كار را با خودشان انجام دهد و آنها را در كنترل خود بگيرد شكوه سر مي‌دهند و ‌اينكه زن در كنترل مرد باشد دو اثر سوء دارد:
  • ‌الف-‌ بيش از حد به مرد خود وابسته مي‌شويد چون جز او كسي را نداريد.‌
  • ب-‌ شما منزوي و گوشه گير شده و قادر به برقراري ارتباط با ديگران نخواهيد بود.
‌از لحاظ احساسي و براي اينكه مردتان را راضي كنيد به هر شكلي كه او مي‌خواهد در ‌مي‌آييد؛ يكي از معمول‌ترين راه‌هايي كه ارزش‌تان را زير پا گذاشته و خود را در درجه‌ دوم اهميت قرار ‌داده و همه چيز خود حتي قيافه، رفتار و عقايد تان را تغيير داده تا به شكل زن ايده‌ال او در آييد جراحي‌هاي خطرناكي است كه فقط به خاطر اينكه همسرتان، شما را با قيافه و يا هيكل ديگر ‌بيشتر دوست بدارد و بپسندد.
‌راه حل:
  1. از تمامي رويا‌ها و خواسته‌هاي گذشته‌تان كه به‌خاطر عشق شوهرتان زير پا گذاشته‌ايد ليستي تهيه ‌كنيد (درسته كه سخته اما اين كار را انجام دهيد) تا در آينده ديگر مرتكب چنين كاري نشويد.
  2. روياهايتان را تعقيب كنيد و شخصيت خود را تمام و كمال به خاطر بسپاريد و به خاطر ديگران به هر ‌رنگي در نياييد. به اميد اينكه مردي را بيابيد كه بتواند شما را اغنا كند. هر چقدر كامل‌تر باشيد احتمال ‌اينكه مستاصل شويد كمتر است و ارزش‌هايتان را كمترزير پا مي‌گذاريد. ‌

اشتباه سوم :
زن‌هاي عاشق توانايي‌هاي يك مرد مي‌شوند.
آيا از اين كه مدام استعدادهاي مرد زندگي تان را شكوفا مي‌سازيد به خود مي‌باليد؟ آيا هميشه ‌احساس مي‌كنيد همسرتان تنها به اين دليل در كارهايش موفق نبوده كه تا به حال كسي پيدا نشده او را ‌واقعا دوست داشته باشد؟ و حال كه شما از راه رسيده‌ايد اين كار را مي توانيد بكنيد؟ چگونه عاشق ‌پتانسيل‌هاي يك مرد مي‌شويم؟ما به ماموريت نجات روحي مي‌رويم و مردهايي را مي‌يابيم كه مايل نيستند به خود كمك ‌كنند اما ما سعي داريم به آنها كمك كنيم.
‌مردهايي را مي‌يابيم كه ما را دوست ندارند و يا با ما خوش رفتار نيستند . اما ما همچنان به اين ‌رابطه ادامه مي‌دهيم و با اين تعريف و تمجيد‌ها مي‌خواهيم كه آنان را شيفته خود بكنيم.زناني كه اين ‌گونه هستند با خود مي‌گويند : اگر به او محبت بيشتري بكنم حتما او عوض مي‌شود . زناني كه عاشق ‌پتانسيل‌هاي يك مرد مي‌شوند غالبا اعتماد به نفس چنداني نداشته و احساس خوبي نسبت به خودشان ‌ندارند و فكر مي‌كنند براي اينكه دوست داشته شوندبايد سخت تلاش كنند . داشتن رابطه‌اي سالم ‌با يك مرد به معناي عشق ورزيدن به كسي است كه در زمان مي‌باشد ، نه عشق ورزيدن به كسي كه در ‌آينده به آن تبديل خواهد شد .
‌راه حل: ‌

  • انرژي‌هاي خلاقتان را ابتدا متوجه زندگي و شغل خود كنيد. مردي را پيدا كنيد كه ‌مسئوليت سر و سامان دادن به زندگيش را خود به عهده بگيرد. به طوري كه مجبور نباشيد دائم به جاي او ‌كار كنيد.

‌اشتباه چهارم:
استعدادها و توانايي‌هاي خودتان را دست كم گرفته و حتي گاهي ‌اوقات آنها را مخفي مي‌كنيد.
آيا مدام عادت داريد درحضور مردي كه دوستش داريد، خودتان را پايين بياوريد؟ آيا استعداد و توانايي‌هايي ‌داريد كه همسرتان از آن‌ها خبر ندارد؟ اغلب ما از ترس اينكه مبادا زندگي مان را بدين وسيله تهديد كرده ‌باشيم استعداد و موفقيت‌هايمان را پنهان مي‌كنيم .
‌راه حل:
‌هر گاه تعريف و تمجيدي از شما شد به جاي اينكه آن را رد كنيد همان لحظه به خود بياموزيد تا اين كار را ترك كنيد وآن وقت بزرگي و عظمت خود را جشن بگيريد و دفعه ‌بعد كه كسي از شما تعريف كرد نفس عميقي بكشيد و بگوييد: متشكرم. به دنبال مردي باشيد كه تمايل ‌داشته باشد ، بزرگي و درخشش شما را ببيند.

‌اشتباه پنجم:
‌متاسفانه زن‌ها عادت دارند كه با ديگران از موضع ضعف برخورد ‌كنند و قدرت را به دست مردان ‌زندگي‌شان مي‌دهند.
براي زن‌هايي كه مرتكب اين اشتباه مي‌شوند به اميد اينكه مردهاي شان بيشتر ‌دوستشان داشته باشند يك اسمي گذاشته‌اند؛ " قربانيان عشق ." قرباني عشق، كسي است كه خود را ‌به علتي برتر فدا مي‌كند و در اين راه اعتماد به نفسش را از دست مي‌دهد تنها به اين دليل كه همسرش او را ‌بيشتر دوست داشته باشد.
‌راه حل:
شايد فكر مي‌كنيد كه با اين كار احساسات يكديگر را بهتر درك مي‌كنيد و بسيار بخشنده و مهربان ‌هستيد. اما حقيقت اين است كه به بدترين وجه ، قرباني عشق هستيد و به همسرتان ‌اين اجازه را مي‌دهيد كه با شما بدرفتاري كند.

‌اشتباه ششم:
زنان هنگامي كه نيازهايشان را از مردان مطالبه مي‌كنند مانند دختر ‌بچه‌ها رفتار مي‌ نمايند.
راه حل :
  • وقتي گريه مي‌كنيد از خودتان بپرسيد آيا واقعا عاملي وجود دارد كه من به خاطرش گريه كنم و اين طور ‌عصباني باشم ؟ اين جمله خيلي مهم است!‌اگر با نشان دادن خشمتان مشكل داريد، مي‌توانيد به جاي آن كه گريه كنيد احساسات واقعيتان را ‌ مانند يك بزرگسال ابراز كنيد نه اينكه پشت اشك‌هايتان مخفي شويد البته اين بدين معني نيست كه ‌نبايد به خودتان اجازه بدهيد كه گريه كنيد.قبل از آن ‌كه منتظر مردي باشيد كه بيايد و شما را نجات دهد ،فكر كنيد كه تنها هستيد و بايد به تنهايي از اين ‌مشكل فائق‌آييد، بعضي از مشكلات ريشه در دوران كودكي افراد دارد و ترك آنها ساده نخواهد بود. اجازه ‌دهيد زن قوي و فوق‌العاده‌اي كه در درون شماست، بيرون بيايد. ‌
آفتاب یزد

داستان قفسه سينه و قلب


اين قفسه سينه که مي بيني يه حکمتي داره. خدا وقتي آدمو آفريد سينه اش قفسه نداشت. يه پوست نازک بود رو دلش.

يه روز آدم عاشق دريا شد. اونقدر که با تموم وجودش خواست تنها چيز با ارزشي که داره بده به دريا. پوست سينه شو دريد و قلبشو کند و انداخت تو دريا. موجي اومد و نه دلي موند و نه آدمي.

خدا... دل آدمو از دريا گرف و دوباره گذاشت تو سينش. آدم دوباره آدم شد. ولي امان از دست اين آدم.

دو روز بعد آدم عاشق جنگل شد. دوباره پوست نازک تنشو جر داد و دلشو پرت کرد ميون جنگل. باز نه دلي موند و نه آدمي.

خدا ديگه کم کم داشت عصباني ميشد. يه بار ديگه دل آدمو برداشت و محکم گذاشت تو سينه اش. ولي مگه اين آدم, آدم مي شد. اين بار سرشو که بالا کرد يه دل که داش هيچي با صد دلي که نداش عاشق آسمون شد. همه اخم و تخم خدا يادش رفت و پوست سينه شو جر داد و باز دلشو پرت کرد ميون آسمون. دل آدم مثه يه سيب سرخ قل خورد و قل خورد و افتاد تو دامن خدا.

نه ديگه... خدا گفت... اين دل واسه آدم ديگه دل نمي شه.

آدم دراز به دراز چش به آسمون رو زمين افتاده بود. خدا اين بار که دل رو گذاشت سرجاش بس که از دست آدم ناراحت بود يه قفس کشيد روش که ديگه آها ديگه... بسه.

آدم که به خودش اومد ديد اي دل غافل... چقدر نفس کشيدن واسش سخت شده. چقدر اون پوست لطيف رو سينش سفت شده. دست کشيد به رو سينشو وقتي فهميد چي شده يه آهي کشيد همچين که از آهش رنگين کمون درست شد. و اين براي اولين بار بود که رنگين کمون قبل از بارون درست شد.

بعد هي آدم گريه کرد هي آسمون گريه کرد. روزها و روزها گذشت و آدم با اون قفس سنگين خسته و تنها روي زمين سفت خدا قدم مي زد و اشک مي ريخت. آدم بيچاره دونه دونه اشکاشو که مي ريخت رو زمين و شکل مرواريد مي شد برمي داشت و پرت مي کرد طرف خدا تو آسمون. تا شايد دل خدا واسش بسوزه و قفسو برداره.

اينطوري بود که آسمون پر از ستاره شد.

ولي خدا دلش واسه آدم نسوخت که خلاصه يه شب آدم تصميم خودشو گرفت. يه چاقو برداشت و پوست سينشو پاره کرد. ديد خدا زير پوستش چه ميله هاي محکمي گذاشته... دلشو ديد که اون زير طفلکي مثه دل گنجشک مي زد و تالاپ تولوپ مي کرد.

انگشتاشو کرد زير همون ميله اي که درست روي دلش بود و با همه زوري که داش اونو کند. آخ... اونقد دردش اومد که ديگه هيچي نفهميد و پخش زمين شد.
....
خدا ازون بالا همه چي رو نيگا مي کرد. دلش واسه آدم سوخت. استخونو برداشت و ماليد به دريا و آسمون و جنگل.

يهو همون تيکه استخون روي هوا رقصيد و رقصيد.

چرخيد و چرخيد.

آسمون رعد زد و برق زد.

دريا پر شد از موج و توفان و درختاي جنگل شروع کردن به رقصيدن.
همون تيکه استخون يواش يواش شکل گرفتو شد و يه فرشته ... با چشاي سياه مثه شب آسمون ... با موهاي بلند مثه آبشار توي جنگل ... اومد جلو و دست کشيد روي چشاي بسته آدم.

آدم که چشاشو باز کرد اولش هيچي نفهميد. هي چشاشو ماليد و ماليد و هي نيگا کرد. فرشته رو که ديد با همون يه دل که نه با صد تا دلي که نداشت عاشقش شد. همون قد که عاشق آسمون و دريا و جنگل شده بود. نه... خيلي بيشتر.

پاشد و فرشته رو نيگا کرد. دستشو برد گذاشت روي دلش همونجا که استخونشو کنده بود. خواست دلشو دربياره و بده به فرشته. ولي دل آدم که از بين اون ميله ها در نميومد. بايد دوسه تا ديگه ازونا رو هم ميکند.
تا دستشو برد زير استخون قفس سينش فرشته اروم اروم اومدجلو. دستاشو باز کرد و آدمو بغل کرد.

سينشو چسبوند به سينه آدم.

خدا ازون بالا فقط نيگا مي کرد با يه لبخند رو لبش.

آدم فرشته رو بغل کرد. دل آدم يواش و يواش نصفه شد و آروم آروم خزيد تو سينه فرشته خانوم. فرشته سرشو آورد بالا و توي چشاي آدم نيگا کرد.
آدم با چشاش مي خنديد.

فرشته سرشو گذاش رو شونه آدم و چشاشو بست. آدم يواشکي به آسمون نيگا کرد و از ته دلش دست خدا رو بوسيد.
اونجا بود که براي اولين بار دل آدم احساس آرامش کرد.

منظور واقعي خانمها از آنچه كه بزبان مي آورند

منظور واقعي خانمها از آنچه كه بزبان مي آورند

همسرتان تازه از خريد به منزل آمده است و در حال پرو كردن لباس جديدش براي شماست. همانطور كه در اطاق چرخ مي زند، مشتاقانه منتظر نظر شماست. طبيعتاً شما كمي گيج شده ايد. نمي دانيد كه آيا نظر اصلي شما را مي خواهد بداند، يا اينكه منتظر شنيدن تحسين شماست.


گاهي اوقات، فهميدن مطلبي كه همسرتان مي خواهد بپرسد، برايتان گيج كننده و پيچيده مي شود، به خصوص در مراحل اوليه ي آشنايي. اين مانع ارتباطي تقصير هيچ كس نيست. ممكن است فقط به اين دليل باشد كه زنان و مردان براي رساندن مقصود خود، زبان هاي مختلفي دارند. مردها با يكديگر بسيار رو راست و رك هستند، اما خانم ها زيركانه تر صحبت مي كنند و معمولاً حرف هاي خود را اشاره اي و با پيچ و تاب بيان ميكنند.


پس وقتي چنين سوءتفاهماتي بين شما و همسرتان اتفاق افتاد، به هيچ وجه متعجب نشويد. به جاي آن اين مقاله را با ما دنبال كنيد، كه بسيار كمك كننده و مفيد خواهد بود. در ادامه ي مقالات قبلي، در اين مقاله نيز مفهوم برخي اصطلاحات و جملاتي را آورده ايم كه خانمتان در مراحل اوليه ي ازدواج و آشنايي ممكن است بر زبان بياورد. از طريق آن مي توانيد ببينيد كه از حرف هايش واقعاً چه منظوري دارد و به شما كمك ميكند تا بتوانيد به زبان او سخن بگوييد.


كشف مفهوم حرف هاي او

مي گويد: "من عصباني نيستم."

منظورش اين است كه: عصباني هستم.

چرا اين كار را مي كند: اگر مي بينيد كه لب هايش را به هم مي فشارد و سخني بر لب نمي آورد، اما ادعا ميكند كه عصباني نشده است، احتمالاً دروغ مي گويد. ممكن است قصد سركوب كردن عصبانيت خود را داشته باشد يا اينكه فكر مي كند بدون اينكه خودش بر زبان بياورد، بايد همسرش دليل ناراحتي او را بداند.

شما چه بايد بكنيد: سعي كنيد بفهميد كه از چه چيز ناراحت شده است و در مورد آن صحبت كنيد. نبايد به هيچ وجه مسئله را ناديده بگيريد. در واقع اگر شما با اين مسئله برخورد نكنيد، او موقتاً عصبانيت خود را قورت خواهد داد ولي بعدها سر آن جريان اذيتتان خواهد كرد.

مي گويد: "تو واسه من مثل يك برادر مي موني."

منظورش اين است كه: علاقه اي به تو ندارم.

چرا اين كار را مي كند: احتمالاً مي خواهد قبل از ارائه ي پيشنهادي از جانب شما، تكليف را مشخص كند. اين كار را مي كند تا شما متوجه شويد كه علاقه اي به شما ندارد.

شما چه بايد بكنيد: در اين مورد شما كاري است كه شما نبايد بكنيد: به هيچ وجه پيشنهايد به او ندهيد.

مي گويد: "من از دوستات خوشم مي آد، ولي..."

منظورش اين است كه: به هيچ وجه از دوستانت خوشم نمي آيد.

چرا اين كار را مي كند: به هيچ وجه دوست ندارد شما يا دوستانتان را ناراحت كند و قصد كنترل كردن شما را ندارد، به همين دليل مستقيماً به شما نمي گويد كه چقدر از دوستانتان بدش مي آيد. احتمالاً تصور مي كند كه آنها تاثير منفي بر شما مي گذارند و دوست دارد كه كمتر با آنها معاشرت كنيد.

شما چه بايد بكنيد: به اين بستگي دارد كه به چه دليل از دوستانتان خوشش نمي آيد. اگر دليل قانع كننده اي براي آن داشته باشد، بايد حرف او را قبول كنيد. و اگرنه خيلي ساده به او بگوييد كه دوستانتان برايتان اهميت دارند و او بايد تلاش كند تا بتواند با آنها كنار بيايد.


مي گويد: "خيلي در ارتباط نيستي."

منظورش اين است كه: درمورد من و رابطه مان چه فكري ميكني؟

چرا اين كار را مي كند: او دوست دارد پي به احساسات شما درمورد خودش ببرد و بداند كه رابطه تان به كجا مي انجامد، اما دوست ندارد كه محتاج جلوه كند. اميدوار است كه خودتان اول بحث در اين رابطه را آغاز كنيد.

شما چه بايد بكنيد: خيالش را راحت كنيد و صادقانه به او بگوييد درموردش چه فكري ميكنيد. اگر همين حالا به او نگوييد، مطمئن بشيد راه ديگري براي پرسيدن اين سوال از شما پيدا ميكند.


مي گويد: "چرا سعي نمي كني اينطوري منو ببوسي؟"

منظورش اين است كه: مدل بوسيدن تو را دوست ندارم.

چرا اين كار را مي كند: دوست ندارد با حرفش احساساتتان را جريحه دار كند. البته اين زياد هم بد نيست. بدانيد كه اينقدر دوستتان دراد كه تلاش مي كند تا همه چيز بينتان را بهتر كند.

شما چه بايد بكنيد: راه او را امتحان كنيد و ببينيد چه پيش مي آيد.


مي گويد: "من واقعاً از مدل موي اون پسره خوشم مياد."

منظورش اين است كه: از مدل موي تو خوشم نمي آيد.

چرا اين كار را مي كند: فكر ميكند اگر اين مسئله را اينطوري بيان كند بسيار بهتر از اين است كه رك به شما بگويد.

شما چه بايد بكنيد: روي مدل موهايتان تجديد نظر كنيد. شايد حق با او باشد و موهايتان نياز به تغيير داشته باشند. اما اگر ديديد از آن مدل مو خوشتان نمي آيد يا اصلاً به شما نمي آيد، پس هيچ تغييري ندهيد و وانمود كنيد كه متوجه كنايه او نشده ايد.


مي گويد: "شكمت خيلي بامزه است."

منظورش اين است كه: لطفاً شكمت را آب كن.

چرا اين كار را مي كند: به هيچ وجه دوست ندارد شما را با گفتن اينكه شكم داريد ناراحت كند. از اين طريق مي خواهد به شما بگويد كه كم كم بايد باشگاه رفتن را از سر گيريد.

شما چه بايد بكنيد: اين ديگر به خودتان بستگي دارد. اگر مي بينيد كه اين مسئله خودتان را نيز آزار مي دهد، پس حتماً روانه ي باشگاه شويد.


مي گويد: "در اين لباس چطور به نظر مي رسم؟"

منظورش اين است كه: نياز به اطمينان خاطر بيشتري از جانب تو دارم.

چرا اين كار را مي كند: تقريباً احساس عدم اعتماد مي كند و نياز دارد كه شما او را مطمئن سازيد. او دوست دارد كه تحسينش كنيد.

شما چه بايد بكنيد: آنچه را دوست دارد بشنود به او بگوييد، مگر اينكه آن لباس بر تنش واقعاً بدقواره به نظر برسد.


مي گويد: "چرا ظرفها را اينطوري مي شوري/لباسها را اينطوري تا مي كني/زمين را اينطوري تمييز ميكني؟"

منظورش اين است كه: اشتباه آن را انجام مي دهي.

چرا اين كار را مي كند: دوست ندارد با گفتن اينكه كارهاي خانه داري را بد و نادرست انجام مي دهيد، شما را نا اميد و دلسرد كند. دوست دارد كه باز در كارها به او كمك كنيد، اما مي خواهد كارها آنطور كه او مي خواهد انجام شوند.

شما چه بايد بكنيد: همانطور كه او دوست دارد كارها را انجام دهيد.


مي گويد: "دوست دارم كاري به اتفاق انجام دهيم."

منظورش اين است كه: زمان بيشتري براي باهم بودن احتياج داريم.

چرا اين كار را مي كند: دوست ندارد كه محتاج يا وابسته جلوه كند.

شما چه بايد بكنيد: بستگي به ميزان زماني دارد كه با يكديگر مي گذرانيد. اگر زمان زيادي را باهم نمي گذرانيد، پس بايد آن را بيشتر كنيد. اما اگر اكثر اوقات خود را با هم هستيد، بايد اين كنايه را ناديده بگيريد. به ياد داشته باشيد، هر كاري كه در ابتداي يك رابطه انجام دهيد، تا پايان رابطه تعيين كننده است. پس فكر نكنيد كه هر چه مي خواهد را بايد بي كم و كاست انجام دهيد.

پيام هايي كنايه آميز

اگر حرف هاي همسرتان دوپهلو بود، به هيچ وجه تعجب نكنيد. برخلاف مردها، خانم ها براي رساندن پيام خود از كنايه ها و اشاره ها استفاده ميكنند. اما اگر ياد بگيريد كه چطور از ژست ها، تن صدا، و حالت چهره پي به منظور واقعي او ببريد، با مشكلات كمتري مواجه خواهيد شد. اميد است كه اين مطالب توانسته باشد به شما كمك كند تا مقاصد و منظور همسرتان را بهتر درك كنيد.

اگر زنتان رئیستان باشد !


تا حالا فکر کردید که اگر روزي زنتون، در محل کارتان ، رئيس شما بشود ، چه عواقبي خواهد داشت ؟ یک فیلم هم با بازی خانم فاطمه معتمد آریا و آقای مهدی هاشمی در این مورد ساخته شده.

اگر مايليد تا گوشه اي از عواقب شوم اين وضعيت را به شکل طنز دريابيد ، مطلب زیر رو بخونید لطفاً :


اگر يکروز ، چند ساعت دير به محل کارتان برسيد ...

واکنش همسر/رئيس شما : اين چه موقع اومدن به سر کاره ؟ مي دوني ساعت چنده ؟ چرا اينقدر دير اومدي ؟ چيکار مي کردي ؟ کجا بودي ؟ با کي بودي ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !


اگر يکروز از ارباب رجوع ، زير ميزي يا همان رشوه ، دريافت کنيد ...

واکنش همسر/رئيس شما : اين چه کاري بود که تو کردي ؟ چرا اين کار رو کردي ؟ مگه حقوق خودت برات کافي نبود ؟ مگه خرج و مخارجت در ماه چقدره ؟ چرا خرجت اينقدر رفته بالا ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !



اگر يکروز ، تقاضاي چند روز مرخصي نماييد ...

واکنش همسر/رئيس شما : چرا تقاضاي مرخصي کردي ؟ ديگه اتفاقي برات افتاده ؟ جايي مي خواي بري ؟ کجا مي خواي بري ؟ چرا مي خواي بري ؟ با کي مي خواي بري ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !



اگر يکروز در پرونده هايي که زير دست شماست ، اشتباهي رخ دهد ...

واکنش همسر/رئيس شما : چرا اين اشتباه رو مرتکب شدي ؟ چرا توي کارت دقت نکردي ؟ چرا چند وقته که بي دقت شدي ؟ چرا اينقدر حواست پرته ؟ انگار که فکر و ذکرت يه جاي ديگست ؟ حواست کجاست ؟ هوش و حواست پيش کيه ؟ به کي داشتي فکر مي کردي ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !



اگر يکروز ، بعنوان کارمند نمونه اداره معرفي شويد ...

واکنش همسر/رئيس شما : از صميم قلب بهت تبريک مي گم . تو بعنوان کارمند نمونه شناخته شدي . حالا بگو ببينم ، چي شد که يکدفعه اينقدر عوض شدي ؟ چي باعث شده که اينقدر خوب کار کني ؟ انگيزت براي خوب کار کردن چي بوده ؟ مشوقت کي بوده ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !


اگر يکروز بخواهيد از کارتان استعفا دهيد ...

واکنش همسر/رئيس شما : چرا مي خواي استعفا بدي ؟ مگه اتفاقي افتاده ؟ پس مخارج زندگي رو چطوري مي خواي تأمين کني ؟ مگه شغل بهتري پيدا کردي ؟ چه شغلي ؟ کي برات پيدا کرده ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !


اميدوارم که با خواندن اين مطلب ، به عمق فاجعه پي برده باشيد ! پس به شما توصيه مي شود که يا زوجه اي که رئيس باشد اختيار نکنيد ، يا نگذاريد که خانومتان رئيس شما بشود ، و يا اگر هم يک زماني خدايي نا کرده ، روم به ديوار ، خانوم شما رئيستان شد ، سريعاً و بدون هيچگونه معطلي ، از محل اداره متواري شويد و به دنبال يک شغل ديگر برويد !

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

ازدواج از دید دخترها در سنین مختلف(طنز)


اگر دوست دارید وقتى به خانه میآیید ؛ یكى دور و برتان بچرخد و خودش را برایتان لوس بكند و نشان بدهد كه از دیدن شما واقعا خوشحال است...


اگر دوست دارید وقتى غذا مى پزید ؛ یكى باشد كه هر چه جلویش بگذارید با علاقه بخورد و هیچوقت هم نگوید كه دستپخت مامان جانش بهتر از دستپخت شماست...


اگر دوست دارید كسی را داشته باشید كه همیشه ی خدا برای بیرون رفتن از خانه حاضر یراق باشد و هر روز و هر ساعتى كه شما بخواهید همراه شما به كوچه و خیابان بیاید...


اگر دوست دارید كسی را داشته باشید كه هیچوقت كانال های تلویزیون را به میل خودش عوض نكند و به فوتبال هم علاقه اى نداشته باشد ؛ اما همپای شما تا بوق شب پای تلویزیون بنشیند و فیلم هاى رمانتیك تماشا كند...


اگر كسى را میخواهید كه هیچوقت بهانه های الكى نمى تراشد و از شما ایراد های بنى اسراییلى نمى گیرد...


اگر كسى را میخواهید كه برایش اهمیت ندارد كه شما زشت اید یا زیبا ؛ چاق اید یا لاغر ؛ پیرید یا جوان...


اگر كسى را مى خواهید كه همواره به حرف های شما گوش میدهد و بدون قید و شرط دوست تان دارد...
توصیه میكنم كه یك سگ بخرید

۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

خودروی خانمها


ما چگونه برانيم كه زنده بمانيم؟!

( ويژه خانمها)

در خبرها داشتيم مبتكري ژاپني اقدام به ساخت خودروي مخصوص خانمها نموده است. با توجه به مهارت بانوان در شوفري و ديگر استعدادهاي درك نشده اين مخلوقات، مشخصات فني خودروي ويژه(!) بانوان به شرح ذيل تخمين زده مي شود:

  • تعبيه گارد آهني از جنس تيرآهن 24 به بالا، در هر چهار سمت خودرو بعلاوه سقف
  • مجهز به سيستم خودكار " اطلاع رساني به شوهر"، در هنگام بروز تصادفات
  • سامانه هوشمند تعديل سرعت، حداكثر 35 كيلومتر در روز و 30 كيلومتر در شب جهت خرد کردن اعصاب ماشینهای پشت سری(!)
  • برخورداري از بوقهاي دوبله با صداي I Love U
  • وجود كتاب "چگونه شوهرمان را به خاك سياه بنشانيم؟" داخل خودرو جهت آموزش
  • كامپيوتر گوياي آموزش يوگا، ايروبيك، آشپزي ، تعديل وزن، دنس(!)، جيغ كشيدن و ...
  • داراي دستگاه پيشرفته RMM : رهگيري موانع متحرك(!)
  • مجهز به خط تلفن آنلاين به منظور مشاركت گفتماني با عيالي(!) محل
  • قابليت شناسايي و زيرگيري مادر شوهر و خواهر شوهر به طور اتومات
  • تزئينات داخلي اعم از آينه كاري گسترده و تودوزي مينياتوري به همراه گلدوزی ومنجق دوزی
  • همراه با جعبه ابزار خودآرايي و ديگر رنگ كني(!) تعبيه شده در داشبورد

لطیفه امروز


یکی تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...
فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...
یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! یارو از پشت مجسمه میپره بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم!

تفاوت دختران با پسران


لباس شیك پوشیدن:
یك زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته
پستی لباس شیك می پوشد. یك مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی
برتن میكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یك بار لباسهایشان را میشویند. مردها تك تك لباس های موجود در كمد، حتی
روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیكه لباس تمیزی باقی
نماند، یك لباس كثیف بر تن نموده و كوه ایجاد شده از لباسهای چرك خود را با آژانس به خشك
شویی منتقل میكنند.

گل و گیاه:
یك زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج
روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. كسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده
است.

اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا
خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام
زمینی، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پول:
یك مرد 2000 هزار تومان برای یك جنس 1000 تومانی مورد نیازش می پردازد. یك زن
1000 تومان برای یك جنس 2000 تومانی كه نیازی به آن ندارد می پردازد.

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میكنند كه اشتباه كردند. آخرین مردی كه اشتباهش را پذیرفته 25 قرن
پیش از دنیا رفته است.

دست خط:
مردها زیاد به دكوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش ''خرچنگ قورباغه''
استفاده میكنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به ''ی'' ها و ''ن'' ها قوس
زیبایی میدهند. خواندن متنی كه توسط یك زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می
خواهد تركتان كند، در انتهای یادداشت یك شكلك در انتها آن میكشد.

ازدواج:
یك زن به امید اینكه شوهرش تغییر كند با او ازدواج میكند،ولی تغییر نمیكند. یك مــرد به این امید
با همسرش ازدواج میكند كه تغییر نكند، ولی تغییر میكند.

موفقیت:
یــك مرد موفق كسی است كه بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میكند درآمد داشته باشد. یك زن
موفق كسی است كه بتواند چنین مردی را پیدا كند